مشاوره خانواده
مشاوره خانواده با بهترين مشاور خانواده,مشاور, مشاوره تلفني ,مشاوره تلفني تهران, پرسش و پاسخ مشاور – مشاور خانواده خوب

اهداف مشاوره
گاهي اوقات اهداف وظايف مشاوره با يكديگر خلط مي‌شوند. در واقع اهداف، وظايف و فعاليت‌هاي مشاوره را جهت مي‌دهند و هدايت مي‌كنند. وظايف، گام‌هايي هستند كه براي رسيدن به اهداف بايد انجام شوند; و ممكن است مستلزم استفاده از فنون گوناگون باشد (مثل تعريف و بازشناسي مسئله و ابعاد آن، ايجاد تعادل در احساسات، كاهش اضطراب . . .) اهداف مشاوره ممكن است ويژه يك موقعيت يا وظيفه خاص باشند (مشاوره ژنتيك، خاتمه دادن به بارداري، مشاوره قبل از آزمون (HIV ، يا اينكه جنبه هاي كلي تري را نيز در بر گيرد (ارزيابي رواني ـ اجتماعي مراجع، حمايت از مراجع و خانواده) .

روشن و صريح بودن اهداف مشاوره كمك مي‌كند به
-ايجاد رابطه واقع‌بينانه با مُراجع و كاهش انتظارات نابجا در باره آنچه كه با مشاوره قابل دستيابي است.
– رفع سوء تفاهم‌ها (مثل اينكه مشاوره يك رابطه دوستانه و هميشگي است)
– كاهش تصورات غير واقعي در باره آنچه كه در جلسات مشاوره ممكن است مطرح شود يا رخ دهد.
اهداف هميشه بايد با نيازها، مشكلات، موقعيت و شرايط محيطي مُراجع، تناسب داشته باشد. اگر اهداف نامناسب، مبهم، بسيار كلي، غير واقع‌بينانه يا وسيع باشند، احتمال كمي دارد كه مشاوره به نتيجه مطلوب براي مُراجع منجر شود.

اهداف مهم يا نتايج مطلوب مشاوره براي مراجع
۱) مراجع تصوير واضح و واقع بينانه اي از موقعيت، احساسات و توانايي‌هايش به دست آورد
۲) راه هاي جديدي براي نگريستن به موقعيت و مسئله خودش، بيابد و درك كند
۳) اعتماد به نفس و قبول مسئوليت در او براي تدبير مسئله خودش افزايش يابد
۴) اهداف ويژه، صريح و عملي براي بهبود بخشيدن به وضعيت خود مشخص نمايد و برگزيند
۵) بتواند براي بهبود وضعيت، پيشگيري از مشكل (مثل بيماري)، يا تغيير مطلوب در سبك زندگي طرحي عملي تهيه كند.
۶) براي اجراي تغيير، از انگيزه و مهارت‌هاي مورد نياز برخوردار شود
۷) با ارتقاي اعتماد به نفس و خودبسندگي خود، از رابطه مشاوره اي استقلال كسب كند
معمولا همه اين اهداف در هر رابطه مشاوره اي يا در طي جلسه، حاصل نمي‌شود; بلكه بسته به شرايط و ويژگي‌هاي مُراجع، هر جلسه ممكن است بر يك يا معدودي از اهداف تمركز گردد. كسب مهارت‌هاي گسترده نياز به زمان بيشتري دارد .

وظايف مشاور
وظيفه اصلي مشاور، اين است كه به مُراجع و يا خانواده او كمك كند تا به شناخت، نگرش، باور‌ها و مهارت‌هاي مناسبي براي حل مسئله دست يابند كه آنان را قادر سازد با مسائل يا تغييرات ناشي از اختلال در سلامتي به نحو موثر عمل نمايند و تطابق يابند.
وظايف ذيل به دستيابي به اهداف مشاوره كمك مي‌كند :
۱) برقراري ارتباط موثر با مراجع
۲) كسب و ارائه اطلاعات لازم از طريق به جريان انداختن و هدايت بحث
۳) شناسايي و درك مسئله (هاي) مُراجع و ابراز اين درك به او
افرادي كه براي دريافت ياري، مراجعه مي‌كنند خواستار آنند كه توسط كارشناساني كه با آن‌ها مشاوره مي‌نمايند درك شوند. بدين منظور مشاور، ممكن است با تكان دادن سر، نگاه كردن، توجه به مراوده هاي كلامي و غيركلامي، پرسيدن و بازتاب دادن آنچه گفته شده، توجه و درك خود از مُراجع را ابراز نمايد.
يك تاييديه قوي براي مراجع مبني بر اينكه حرف‌هايش شنيده شده، استفاده از واژه هاي خود او براي طرح سوال يا مداخله بعدي است. هنگامي كه فرد احساس مي‌كند او را درك مي‌كنند، خود تسلايي قابل توجه است; حتي اگر چيزي ارائه نشود. اين احساس همچنين موجب افزايش اعتماد و مشوق آشكار ساختن خود مي‌باشد.
۴) بررسي و تشريح دلالت‌ها و اثرات مسئله بر كار، زندگي، و روابط اجتماعي مُراجع از طريق گفت و گو
۵) استخراج و توصيف تمام مسايل و دغدغه هاي مراجع، آنگونه كه خودش آن‌ها را مي‌بيند
۶) توجه و پرس وجو در باره روابط با خانواده، دوستان، كاركنان ومتخصصان بهداشتي ديگر
پرسش‌هايي كه ممكن است در اين زمينه مطرح باشد شامل :
 آيا فرد ديگري در باره مسئله اطلاع دارد و چه كسي ؟
 چه فرد يا افرادي ممكن است بيشتر تحت تاثير باشند و چگونه ؟
 چه كسي تمايل دارد كه (در مراقبت و حمايت از مُراجع) درگير باشد ؟

۷) ياري دادن به مُراجع از طريق بحث براي تعيين اولويت‌ها و ترتيب مسايل براي رسيدگي و حل آن‌ها .
۸) درك اينكه مُراجع چگونه به مشكل خود مي‌نگرد و كمك به او براي در نظر گرفتن ديدگاه هاي ديگر و شناخت ابعاد و جوانب ديگر مسئله
۹) كمك به مُراجع براي اينكه احساس كند گزينش‌هاي متعددي براي او وجود دارد
در نتيجه ناخوشي يا اضطراب ناشي از مواجهه با مسئله، مُراجع ممكن است احساس كند كه راه چاره و تصميمي براي او وجود ندارد. با چنين احساسي، فرد مقداري از اعتماد به نفس و استقلال خود را از دست مي‌دهد.

۱۰) حفظ درجه اي از بي طرفي در ارتباط با شيوه زندگي مراجع وتصميماتي كه در باره نحوه سازگاري با مسئله خواهد گرفت اين به افزايش اعتماد به نفس و احساس استقلال او كمك مي‌نمايد
۱۱) كمك به مُراجع براي تدبير و حل مسايل خود از طريق
ارتقاي سطح دانش و اطلاعات و قادر ساختن او براي نگريستن و تحليل موقعيت خود از جوانب مختلف، افزايش دامنه انتخاب و تصميم گيري آگاهانه.

۱۲) كمك به تقويت اعتماد به نفس، پذيرش مسئوليت مُراجع و واگذاري مسئوليت به او براي حل مسئله
۱۳) كمك به مُراجع براي تداوم تطابق و تغيير (يعني هر جا كه مناسب باشد او را اميدوار سازيد)
۱۴) شناسايي موانعي كه ممكن است مانع تغيير شوند و توجه به راهبردهايي براي غلبه بر آن‌ها
اين ممكن است مستلزم شناسايي تجربه هاي موفق مُراجع در گذشته براي كسب اعتماد به نفس، يادگيري شيوه هاي جديد براي تعامل با افرادي كه مانع محسوب مي‌شوند، كشف و ابداع برنامه هاي جديد براي نيل به هدف باشد .

۱۵) توجه به اينكه مشكلات مربوط به مراقبت‌هاي بهداشتي الزاما مشكل اصلي يا شديدترين مسئله مراجعان نيستند. به عبارت ديگر نحوه رفتار، واكنش يا تطابق مردم هنگام مواجهه با مسائل مرتبط با سلامتي ممكن است علامتي از مشكلات زمينه اي يا همراه ديگر باشد.
از اين رو نگريستن به مشكلات طبي مثل بيماري به عنوان مدخلي بر ساير مشكلات ارتباطي و رواني ـ اجتماعي، قابل توجه است.

۱۶) كمك به مُراجع براي حفظ اميد واقع‌بينانه و تصديق توانايي‌هاي تطابقي او
بدين منظور تغييرات مثبتي كه در زندگي مُراجع و در مقابله با مسئله رخ داده است را شناسايي و برجسته كنيد.

۱۷) ترغيب و كمك به مُراجع براي اينكه با افرادي كه در مراقبت و حمايت از او نقش موثر دارند، تعامل داشته باشد (مثل اعضاي خانواده، دوستان، همكاران) ۰ اين كار به جلوگيري از وابستگي به مشاور يا متخصصان ديگر كمك مي‌كند

۱۸) براي فراهم كردن حفاظت و مراقبت روان شناختي جامع براي مراجع، با پزشكان، پرستاران و متخصصان ديگر تعامل و تشريك مساعي داشته باشيد
سازماندهي جلسات مشاوره; مراحل كار
گام‌هاي زير يك نقشه راهنما براي اجرا و هدايت جريان مصاحبه ارائه مي‌دهند. هر چند اين مراحل الگويي براي اولين جلسه مشاوره است، بسياري از آن‌ها در جلسات پيگيري نيز قابل استفاده اند.

۱) برقراري رابطه
با سلام و خوش آمدگويي به مُراجع احترام گذاشته و از او دعوت كنيد در جاي مناسب و راحتي بنشيند. سپس جلسه مشاوره را با روشن كردن موارد زير شروع كنيد : شما كه هستيد، جايي كه كار مي‌كنيد، وظيفه شما در ارتباط با مُراجعان، هدف از اين ملاقات، زمان جلسه و محدوده زماني كار.

۲) آشنايي با مُراجع و انتظارات او
مُراجع را براي معرفي خود (آنگونه كه مايل است)، صحبت كردن، بحث و بيان انتظاراتش ترغيب نماييد.

۳) متمركز كردن جلسه مشاوره
براي اين منظور با مشاركت مراجع، موضوع جلسه را مشخص و هدف (هاي) كوچك، ويژه و دست يافتني را براي آن تنظيم نماييد. اين كار بويژه زماني كه مشاور، تشخيص دهد چند جلسه براي رسيدگي به مسئله لازم است، مفيد مي‌باشد.

۴) كسب اطلاعات و كاوش در باره مسايل، نيازها و نگراني‌هاي مراجع
اين منظور با ترغيب مراجع به صحبت كردن و طرح سوالات مناسب و برانگيزاننده، حاصل مي‌شود. همچنين حدود اطلاعات او را در باره وضعيت خودش بسنجيد. با سنجش اطلاعات و آگاهي مُراجع در آغاز فرايند، اطلاعات غلط را مي‌توان تصحيح، و كمبود‌ها را رفع نمود.

۵) شناسايي نگرش، ادراك و باور‌هاي مراجع در باره مسئله
در اين مرحله نحوه تعبير و تفسير، ديدگاه، احساسات و باورهاي مُراجع در باره ابعاد، علل، آثار و نتايج مسئله مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مثلا با طرح اين سوال كه ” نظر شما در باره . . . (درمان جراحي، استفاده از روان درماني . . .) چيست ؟”، اين امكان فراهم مي‌شود تا نظرات و باور‌هاي مُراجع آشكار شود و اطلاعاتي در باره احتمال پذيرش و تمكين Compliance او به دست آيد.migna.ir

۶) كمك به مراجع براي رتبه بندي مسايل و نگراني‌هاي خود
با گفت و گو به مُراجع كمك كنيد تا مسايل و مشكلات خود را به ترتيب اهميت يا شدت رتبه بندي و به عبارتي اولويت بندي كند.
اين كار :
· اضطراب فرد را به حد قابل كنترلي كاهش مي‌دهد
· به مردم كمك مي‌كند كه مسايل خود را مشخص و روشن نمايند
· به تنظيم اهداف مشخص و قابل دستيابي و كسب احساس كنترل كمك مي‌كند
· با شناخت و حل موفقيت آميز يك مسئله، اغلب تجربه مفيدي براي رسيدگي به / و حل مسايل ديگر حاصل مي‌شود.

۷) ياري كردن مراجع در اتخاذ تدبير براي حل مسئله; از طريق :
· بازشناسي مسئله; قادر ساختن مراجع براي اينكه از منظري ديگر نيز مسئله را بررسي كند. كاوش در منابع و روش‌هاي فراهم براي مراجع براي حل مسئله; شامل تجربه و نحوه عمل آنان در گذشته هنگام مواجهه با مسايل، افرادي كه براي ياري و حمايت مراجع در دسترس هستند . . .
· كمك به مُراجع براي تنظيم هدف (ها) و شناسايي راه حل‌هاي ممكن
· ياري كردن مُراجع براي تصميم گيري جهت انتخاب راه حل مناسب
· كمك به او در تهيه يك برنامه عملي يا طرح كار براي انجام تغيير
· دعوت به همكاري يا درگير ساختن اعضاي تيم مراقبت بهداشتي هنگامي لازم و ممكن باشد. اين كار به كاهش فشار بر اعضا و افزايش طيف مداخلات و راه حل‌هاي مفيد كمك مي‌كند.

۸) ارزيابي جلسه
براساس آنچه ديده و شنيده شده است از جوانب مختلف (عاطفي، طبي، اجتماعي، تحليل و تدبير مسئله، پيشرفت كار) جلسه را تا پايان ارزيابي كنيد.

۹) اختتام جلسه
خاتمه دادن به جلسه به نحو مناسب به اندازه آغاز كردن آن مهم و بر فرايند مشاوره موثر است. اين كار شامل نكات ذيل است :

· خلاصه كردن آنچه ديده و شنيده شده، ضمن توجه به نقاط ضعف و قوت شناسايي شده

· تصميم گيري مُراجع و مشاور
· تصميم گيري به مواردي مانند مراجعه مجدد به مشاور و ادامه جلسات مشاوره، انجام دادن يا ندادن آزمايشات، رجوع به و گفت و گو با پزشك، در ميان گذاشتن با خانواده و . . . مربوط مي‌شود.
همچنين، مشاور بايد تصميم بگيرد كه آيا او فرد مناسب براي رسيدگي به مسئله مراجع است ؟ با چه كسي در باره مسئله گفت و گو كند ؟، فاصله بين جلسات مشاوره چقدر باشد ؟
تعاريف و نظريه‌هاي مختلف پاترسون (۱۹۷۳)، مشاوره را جريان ياري دهنده اي مي‌داند كه به ارتباط خاص بين دو نفر نياز دارد.يكي از اين دو نفر يعني مراجع، معمولاً با مشكل رواني و عاطفي رو به روست، و ديگري، يعني مشاور، كه در حل مشكلات رواني مهارت دارد.
از طريق ايجاد رابطه خاص مشاوره اي، مشاور به مراجع كمك مي‌كند تا راه حلي براي مشكل خود بيابد.به نظر پاترسون، ارائه اطلاعات صرف، پند و اندرز دادن و تلقين افكار و عقايد به ديگران را هيچگاه نمي‌توان مشاوره دانست.به نظر او، رابطه حسنه بين مراجع و مشاور اثر روان درماني مهمي در روند مشاوره دارد؛ به طوريكه اگر مشاور نتواند چنين رابطه مطلوبي را ايجاد كند، مشكل مراجع در حد مطلوبي حل نخواهد شد.[۳] migna.ir
آرياكل (۱۹۶۱ و ۱۹۷۷)مشاوره را جرياني اختصاصي و انحصاري بين دو نفر مي‌داند كه در آن مراجع با كمك مشاور، به بررسي و تجزيه و تحليل مشكل خود اقدام مي‌كند و از موارد ناشناخته آگاه مي‌شود؛ عوامل ناخواسته و مزاحم را تغيير داده و زندگي بهتر و مطلوب تري را براي خويش فراهم مي‌كند. دينك ماير (۱۹۶۸ و ۱۹۷۲)، كه از پيروان روان شناسي فردي است، مشاوره را ايجائد رابطه حسنه بين دو نفر(يعني مشاور و مراجع) تلقي مي‌كند كه از طريق اين رابطه، مشاور به مراجع ياري مي‌دهد تا نحوه ارتباط با ديگران را فراگيرد، نيازهايش را به طور معقول و مقبولي برآورده سازد، احساساتش را بشناسد، اطلاعاتي درباره نكات قوت و ضعف خويش به دست آورد و با تعيين و شناخت اهداف آينده، شيوه هاي وصول به آنها را بياموزد.[۴] مشاوره به تغيير ادراكات، اعتقادات، نگرش ها، رفتارها و نهايتاً تغيير شيوه زندگي منجر مي‌شود.[۵]
به عقيده پپينسكي (۱۹۵۴)، در مشاوره به بررسي و درمان مشكلات رواني نسبتاً سطحي مبادرت مي‌شود.اين مشكلات علل جسماني ندارند و صرفاً بر اثر عوامل محيطي حاصل شده اند.[۶]
رابينسون (۱۹۵۰)، مشاوره را كمك به افراد عادي براي كسب سازش بهتر با خود و ديگران، افزايش بلوغ عاطفي، استقلال و قبول مسئوليت مي‌داند.[۷]
از نظر استفلر و هاچ ،(۱۹۵۸ و ۱۹۷۲)، مشاوره، رابطه ياري دهندهٔ تخصي بين مراجع و مشاور است كه به شناخت بيشتر مراجع از خصوصيات خويشتن و تصميم گيري معقول و مناسب در زندگي منجر مي‌شود.مشاركت در چنين رابطه اي، اعم از فردي يا گروهي، باعث مي‌شود كه فرد به خودكاوي و خودشناسي بيشترو بهتري بپردازد و شيوه اي را در زندگي اش برگزيند كه با رغبتها، استعدادها و امكانات وي هماهنگ باشد.[۸]
اسميت(۱۹۵۵)، مشاوره را جريان ياري دهنده اي تعريف مي‌كند كه به وسيله آن، به مراجع اصول و شيوه هاي مربوط به انتخاب، طرح ريزي و ادامه يك زندگي معقول و موفقيت آميز، آموخته مي‌شود.از طريق مشاوره، مراجع مي‌آموزد كه چگونه يك زندگي سالم و سازنده را طرح ريزي نموده و ادامه دهد و از مهارتهاي حل مسئله، برقراري ارتباط و تفكر مثبت در عمل بهره برد.[۹]
به عقيده هنكي و ناي، مشاوره جريان ياري دهنده يكتايي است كه در آن، پس از طرح مشكل، با كمك مشاور كه فردي آشنا به امور رواني است به حل مشكل تشويق و راهنمايي مي‌شود.مشاوره از اين نظر يكتاست كه مشكل هر مراجع مخصوص به خود اوست و مشاور نمي‌تواند از قبل مشخص سازد كه مراجع چه نوع مشكلي را در جلسهٔ مشاوره مطرح خواهد كرد.
مشاوره همچنين قابل پيش بيني است، زيرا مشكلات مراجعان به ظاهر مشابه است و همگي احساس نگراني مي‌كنند، سرگردان هستند، دلهره دارند و نظام زندگيشان-يا دست كم بخش مهمي از نظام زندگيشان-به هم ريخته است.در عين حال، هريك از موارد مشابه، در مراجعان متعدد مصاديق رفتاري متفاوتي دارد.[۱۰]
به طور كلي، مشاوره تعاملي بين مشاور و مراجع است كه به آن وسيله به مراجع كمك مي‌شود تا پس از شناخت خويش تصميمات معقول و مقبولي اتخاذ كند. به بيان ديگر، مشاوره جريان بررسي مشكلات و مسائلي است كه مراجع با آنها مواجه است و علاقمند يا نيازمند به طرح آنها مي‌باشد.مراجع از طريف بحث و گفتگو درباره مشكلش با مشاور در جريان رابطهٔ مشاوره اي توأم با درك و تفاهم، به خودشناسي و كشف راه حلي موفق مي‌گردد وسرانجام تصميم معقول و مناسبي اتخاذ مي‌كند.[۱۱]
مشاوره و مراجعه مشاوره گيرندگان به مشاور و ديدار با او به صورت فردي و خصوصي يا گروهي انجام مي‌گيرد كه هريك بسته به احساس، درخواست و مشكل مراجع يا مراجعان محاسن و معايبي دارند.[۱۲]
طيبه زندي‌پور در كتاب درسي برنامه‌ريزي تحصيلي و شغلي، رازداري، مسئوليت پذيري و احترام به آزادي و حق انتخاب را از اصول مهم و بنياني كار مشاوران مي‌شمرد.[۱۳]

شاخص‌هاي اصلي مشاوره
چيزي كه اين دو شيوه را از يكديگر متفاوت مي‌كند از يك طرف عمق و گستردگي موضوع و هدف و از طرف ديگر زمان است.
مشاوره هميشه بر روي موضوعي مشخص متمركز مي‌شود (مثلا: «يك ترم بيشتر به امتحانات پاياني نمانده و من اصلا نمي‌توانم خودم را متمركز كنم») و با هدف «پيش‌گيري» و يا «مشكل گشايي» صورت مي‌گيرد.
در اين راه شكافتن موضوع مشخص از زاويه‌هاي واقعي‌بودن، تشريح چرايي مشكل و راه‌يابي و مشكل‌گشايي اساس مشاوره را تشكيل مي‌دهند. در كار مشاوره اختلالات رواني موضوع كار نيستند و رفع بيماري نيز ابتدا به ساكن هدف نيست؛ ولي ممكن است در طول مشاوره به اين رسيد كه دليل سخت‌جان شدن مشكلاتي كه فرد به خاطر آنها به مشاور مراجعه كرده‌است وجود اختلال رواني است كه در آن صورت بخاطر عمق و گستردگي مشكل بايد راه روان‌درماني را در پيش گرفت.
بنابراين مشاوره تنها براي موضوعاتي مناسب است كه اختلال و بيماري محسوب نمي‌شوند و فرد مراجعه‌كننده اساسا با برخورداري از توان رواني و پتانسيل مناسب در كنار برقرار بودن روابط كاري و خانوادگي و اجتماعي مناسب امكان تاثير گذاشتن بر موضوعات را با استفاده از مشاوره دارد. يعني مي‌تواند راههاي مناسبي را كه در جريان مشاوره حول يك موضوع كاملا مشخص با آنها آشنا مي‌شود، بوضوح دريابد، به آنها تكيه كند و به تنهايي اين راهها را در زندگي روزمره خود بكار ببندد.
مراجعه به مشاور روانشناس فقط براي گروهي خاص از افراد نيست بلكه هر كسي مي‌تواند در هر موقعيتي احتياج به مشاور پيدا كند، بخصوص زماني كه بخواهد جوانب مختلف تصميم و حركت زندگي خود را بهتر ببيند. بطور كلي عرصه‌هايي را كه يك فرد در زندگي با آنها روبرو است مي‌توان در غالب تصوير زير نشان داد.

موضوعاتي كه در چهارچوب اين عرصه‌ها مطرح مي‌شوند بيشمارند و عمق و گستردگي موضوع و هدف نيز از فردي تا فرد ديگر متفاوت است، حتي در يك عرصه و براي مثال در عرصه «رابطه فرد با خود و با محيط و افراد». در عمل هيچيك از اين عرصه‌ها از يكديگر مستقل نيستند و نمي‌توان تاثير يك مشكل را در يكي از اين عرصه‌ها تنها و تنها در همان عرصه ديد ولي عمق و گستردگي تاثيرات هر مشكل در يك عرصه تعيين‌كننده است كه عرصه‌هاي ديگر تا چه حد از آن تاثير بپذيرند.
در مورد روان‌درماني معمولا به دليل عمق و گستردگي موضوعات همه يا اكثر اين عرصه‌ها در فرد مراجعه‌كننده به نحوي دچار اختلال شده‌اند. در حاليكه در مشاوره تنها يك و يا چند موضوع از يك عرصه خاص موضوع مشاوره قرار مي‌گيرد (براي مثال در يكي از اين زمينه‌ها: «مشكلات خانواده‌گي»، «مشكلات شغلي»، «مشكلات تمركز حواس»، «مشكلات از دست‌دادن افراد نزديك و غم‌گساري»، «مشكلات زندگي با شريك زندگي»، «بحرانهاي زندگي و رشد و هويت»، «مشكلات طلاق و جدايي»، «مشكلات غريبي و غربت»، «مشكلات انزوا و تنهايي»، «مشكلات بيكاري»، «مشكلات تصميم‌گيري»، «انتخاب دوست و همسر»، «مشكلات تربيت فرزندان»، «مشكلات درس و مدرسه»، «مشكلات با افراد خانواده» و غيره).

اين موضوعات بطور معمول در روان‌درماني هم مطرح هستند ولي شاخص اصلي در كار مشاوره در اين است كه فرد مراجعه‌كننده اساسا سرسختي رواني و پتانسيل مناسبي براي تغيير، امكان بهره‌گيري فعال و بكارگيري راه‌ عملها را بصورت متكي به خود دارد و همچنين با يك و يا حداكثر دو موضوع مشخص (بصورت استتار شده) به مشاور مراجعه مي‌كند. از اين روي در مشاوره تمركز كار بر روي موضوع مشخصي است كه مراجعه‌كننده با خود آورده و تمركز بر اين موضوع بدون نياز به بررسي و كار بر روي عرصه‌هاي ديگر زندگي فرد شدني است.
در كنار اين مشخصه اساسي، بايد به معيار زمان، يعني طول و تعداد جلسات اشاره كرد. مشاوره مي‌تواند فقط در يك جلسه به نتيجه بنشيند و يا بنابر پيچيده‌بودن موضوع, لازم باشد براي آن تعداد زيادتري جلسه اختصاص داد. ولي به هر حال تعداد جلسات مشاوره بسيار محدودتر از تعداد جلسات روان‌درماني است. همچنين جلسات مشاوره مي‌توانند از همان ابتدا نه بصورت هفتگي و منظم، بلكه با فواصل طولاني‌تر و يا نزديك‌تر برنامه‌ريزي شوند (و اين موضوع در مقايسه با روان‌درماني كه حتما بايد بصورت هفتگي (يك الي دو جلسه در طي هفته) و منظم برگزار شود متفاوت است)

شيوه‌هاي مشاوره در روانشناسي
همانطور كه بارها اشاره كردم مشاوره يك علم است. داراي الگوها، متدها و شيوه‌هاي آزمايش شده علمي است و اساس و معيارهايي دارد كه مي‌توان آنها را آموخت، تجربه كرد و به ديگري نيز ياد داد. وقتي از الگوها، متدها و شيوه‌هاي آزمايش شده علمي صحبت مي‌كنيم كاملا مشخص است كه نه تنها مشاوره يك تخصص آكادميكي است، بلكه اجراي آن تنها توسط متخصص دوره‌ديده در اين رشته و داراي پروانه كار ممكن است.
بنابراين در كار مشاوره نيز از شيوه‌ها و تكنيكهايي استفاده مي‌شود كه از دل روان‌درماني بيرون آمده‌اند مانند، روانكاوي، روان‌درماني عمقي‌نگر، رفتاردرماني، روان‌درماني شناختي، درماني گشتالت‌، روان‌درماني سيستمي و غيره.
در كار مشاوره اين شيوه‌ها، الگوها و متدها تنها با خواست روشنگري يا تقويت يك بخش مشخص از شخصيت فرد (شامل «سازمان دريافتهاي حسي فرد از محيط»، «سيستم سنجش و ارزش‌گذاري» ، «معيارها و اعتقادات»، «نحوه تاثيرگذاري و تاثير پذيري متقابل» و «شيوه پاسخ‌گويي فرد به مشكلات») بكار گرفته مي‌شوند و اساسا با باورهاي نادرستي كه تحت عنوان «تغيير كلي انسان» توسط برخي از افراد بي‌صلاحيت ترغيب مي‌شوند فرق دارند. يعني از اين متدها هيچ وقت نمي‌توان براي عملي كردن وعده‌هاي دروغين، مانند اينكه «انسان اساسا انسان خوشبختي خواهد شد» و يا «به رستگاري خواهد رسيد»، استفاده كرد.
خدمات روان‌درماني در سيستم بهداري آلمان از سال ۱۹۹۹ جزء خدماتي است كه بيمه‌هاي درماني بر عهده مي‌گيرند و مراجعه‌كننده براي روان‌درماني هزينه شخصي نمي‌پردازد. اين موضوع در مورد مشاوره به اين صورت نيست و هزينه مشاوره همواره به عهده شخص مراجعه‌كننده است. بيمه‌هاي درماني بر طبق قانون موظف به پرداخت هزينه درمان بيماري هستند ولي چون در موارد مشاوره موضوع درمان بيماري نيست هيچ بيمه‌اي هزينه مشاوره را برعهده نمي‌گيرد.
در خاتمه بايد افزود كه مشاوره تنها براي افرادي كه داراي مشكل يا بيماري هستند ، نيست

امتیاز:
بازدید: 24
برچسب:
:
[ 1396/8/1  ] [ ۱۵ ] [ families-counseling1 ] [ ]

ريشه واژه مشاوره
مشاوره، كلمه‌اي عربي و يك مصدر است. معناي واژگاني آن، مشورت كردن و اقدام به تشكيل شورا و مشورت با ديگران است[۱] مشاوره داراي ابعاد و انواع بسيار و گسترده‌اي است؛ به طور عمومي‌مشاوره تخصصي از رشته ها و مهارت هاي زير مجموعه روانشناسي است.
برخي ابعاد مشاوره عبارتند از:
مشاوره تحصيلي، مشاوره خانواده، مشاوره شغلي، مشاوره توانبخشي، مشاوره ژنتيك، و… كه در اين ميان مشاوره ژنتيك از زير مجموعه هاي علم روانشناسي نمي‌باشد.[۲]
وظيفهٔ مشاور به عنوان شخصي كه داري مهارتهاي علمي روان‌درماني است، ياري رساندن و ارائهٔ راه حل به مراجع دربار‌‌‌هٔ مشكلاتي است كه مراجع در شغل، روابط، احساسات و ديگر امور خود مطرح مي‌كند.
رشتهٔ دانشگاهي مشاوره، در ايران، داراي مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكتراست.
از نظر واژه شناسي، مشاوره به مجموعه فعاليت‌هايي اطلاق مي‌شود كه در جريان آن، فردي را در غلبه بر مشكلاتش ياري مي‌دهند.

مقدمه
همه ما غالباً در معرض مشكلات و مسائلي قرار مي‌گيريم كه به دليل محدود بودن دانش و تجربياتمان به همفكري با ديگران نياز پيدا مي‌كنيم. مي‌دانيد كه حتي با ثبات‌ترين افراد نيز گاهي از بحرانهاي عاطفي مصون نيستند. تحولات و تغييراتي كه در زندگي رخ مي‌دهد. مانند قبولي در دانشگاه، ازدواج، دور شدن از خانواده و دوستان، بيماري و از دست دادن آنهايي كه دوستشان داريم. گاهي ما را دچار اضطراب، ترديد، نگراني، تعارض و حتي بحران مي‌سازد.
لازم به ذكر است هنگام سازش با محيطي جديد و تجربه‌اي نو، داشتن احساسات فوق تا حد طبيعي است اما اگر اين احساسات منفي از حد طبيعي بيشتر شود، مي‌تواند باعث كاهش تمركز آرامش و سلامت جسم و روان گردد.

مشاوره يكي از حرفه هاي ياورانه (Helping professions) است و حرفه ياورانه را مي‌توان حرفه اي توصيف كرد كه اعضاي آن از آموزش و گواهينامه ويژه براي انجام خدمتي خاص و مورد نياز همنوعان جامعه خود برخوردارند (۲).

در طي فرايند مشاوره، فردي كه نياز دارد (مُراجع) و فردي كه حمايت، راهنمايي و ترغيب فراهم مي‌كند (مشاور) با يكديگر ملاقات، بحث و گفت و گو مي‌كنند به نحوي كه مُراجع نسبت به توانايي خود براي درك واقع‌بينانه و جامع تر مسئله، يافتن راه حل‌ها، و تصميم گيري براي حل مشكل اعتماد كسب مي‌كند (۳).

مشاوره انجام چيزي براي كسي نيست، بلكه يك فرايند تعاملـي و پوياست كه با گفت و گو در باره نگراني‌ها، مسائل، روابط، باورها، احساسات و رفتار‌ها آغاز مي‌شود; از اين طريق چارچوب و ابعاد مسئله اي كه مُراجع درك كرده مشخص، يا به شيوه اي كارساز، بازشناسي و تعريف مي‌گردد و در طي آن راه حل‌هاي جديد تكوين يافته و مُراجع براي انتخاب راه حل مناسب، تصميم گيري و اجراي آن ياري و حمايت مي‌شود (۴).

در توصيفي ديگر مشاوره فرايندي است كه در طي آن از روش مصاحبه براي كمك به مراجع در گرفتن يك تصميم منطقي محكم (براساس موارد قابل انتخاب و اطلاعات حقيقي) استفاده مي‌شود (۵). و مُشاور به كسي گفته مي‌شود كه به مُراجع در شناخت، درك، و تصريح مسائل مرتبط با سلامتي و سپس انتخاب راه حل و شيوه عمل مناسب كمك مي‌كند (۶).

مشاوره موثر، نيازمند داشتن شناخت و درك مناسبي از ويژگي‌ها، نياز‌ها و قابليت‌هاي مراجعان و وضعيت‌هايي است كه خود را در آن‌ها مي‌بينند. اين فرايند، همچنين تحت تاثير باورها، نظام ارزشي و نحوه نگرش مشاور به انسان، جهان بيني او، مكاتب روان شناختي رايج، چارچوب‌هاي پنداشتي و نظري مورد قبول او قرار دارد. مشاوران نمي‌توانند خود، زندگي مراجعانشان را تغيير دهند، اما مي‌توانند آنان را در به دست آوردن شناخت بهتر، اعتماد به نفس، مهارت‌هاي حل مسئله و خود ـ كارآمدي (Self-efficacy) حمايت و ياري كنند .

مشاوره اغلب غير دستوري (Non-directive) است; براي مثال، هدف از مشاوره قبل از آزمون تشخيصي HIV توصيه يا واداشتن مراجعان به انجام آن نيست; بلكه براي درك خطر، تبيين نتايج احتمالي آزمون، حمايت‌ها و مراقبت‌هاي موجود، و كمك به آنان است تا تصميمي بگيرند كه احساس آرامش و رضايت كنند.

از طرف ديگر، هنگامي كه روشن باشد رفتار يا شيوه خاصي به احتمال بسيار تبعات و پيامدهاي منفي و مخاطره آميزي خواهد داشت، مشاوره ممكن است حالت دستوري يا جهت دهنده به خود گيرد. در چنين شرايطي مشاور ممكن است با تبيين پيامد‌هاي احتمالي، رفتار يا عمل خاصي را بيش از موارد ديگر توصيه و تاكيد نمايد. براي مثال هدايت بيماران پس از سكته قلبي براي شناختن و درك تغييراتي در سبك زندگي كه احتمال وقوع سكته قلبي مجدد را كاهش مي‌دهد، مفيد و مناسب خواهد بود. به هر حال مشاوره چه دستوري باشد و چه غير دستوري، غالبا فرايندي فراتر از توصيه، نصيحت كردن يا ارائه اطلاعات و آموزش دادن، بلكه فرايند پوياي يادگيري با محوريت مراجع است .

ضرورت مشاوره
همواره از پيدايش نسل انسان و از زماني كه زندگي گروهي و اجتماعي شكل گرفت و تنوع فعاليت ها و ارتباطات انسانها پيچيده تر شد ، گاهاً بشر مرتكب خطا و اشتباهاتي مي گشت كه بعضاً جبران ناپذير بود . تا اينكه انسانها دريافتند كه براي انجام بعضي امور نياز است از فكر و انديشه ديگران هم كمك بگيرند .
در زمانهاي گذشته صاحب اين فكر و انديشه معمولاً افراد پير و ريش سفيدان بودند كه با توجه به تجربيات خويش ارائه راهكار مي نمودند و از آنجا كه در دين اسلام توصيه به مشاوره شده ، پس جايگاه مشاور تبيين و تثبيت شده است . لذا با توجه به دنياي متمدن امروز كه انسانها روابطي پيچيده دارند و براي رسيدن به اهداف خود ناگزير از ارتباط با دنياي بيرون خود هستند ، دريافته اند براي رسيدن بهتر به هدف و ارتباط مؤثرتر ،بايد بهتر انديشيد ،و مطمئن گان برداشت ؛آنجاست كه مشاوره عينيت پيدامي كند .
در عمل، بين روان‌درماني و مشاوره مرز كاملا روشني وجود ندارد. به اين معنا شيوه و اصول كار در هر دو مورد تا مقدار بسيار زيادي شبيه به يكديگر هستند.

مشاوره روانشناسي كاري تخصصي است كه فقط در حيطه صلاحيت متخصص روانشناس است و با راهنمايي، نصيحت و پند و اندرز كه هر كسي مي‌تواند خود را در آن متخصص بداند تفاوت زيادي دارد. در مشاوره روانشناسي متخصص روانشناس همان الگوها، متدها و شيوه‌هاي آزمايش شده‌ علمي را بكار مي‌برد كه در مورد روان‌درماني به تاييد رسيده‌اند. تشخيص اينكه مراجعه‌كننده احتياج به مشاوره و يا روان‌درماني دارد هميشه احتياج به دقت و بررسي كافي دارد.
بسياري از مواقع موضوعي كه مراجعه‌كننده بخاطر آن به روانشناس مراجعه مي‌كند نه براي خود وي و نه براي روانشناس از اول به روشني قابل تشخيص نيست. براي مشاوره درست لازم است كه سوالات خاصي پاسخ بگيرند.

مدير يكي از سوپرماركت‌هاي زنجيره‌اي براي مشاوره در خصوص آماده‌سازي (Coaching) به من مراجعه مي‌كند. وي گزارش مي‌دهد كه در طي سال گذشته آنقدر تغييرات مختلف در محل كار وي پيش آمده و در جريان آن تعداد زيادي از كارمندان جابجا شده‌اند (استخدام جديد، اخراج و انتقال به شعبه‌هاي ديگر) كه وي مجبور بوده‌است بخاطر توقع رييس بالادست خود وظايف زيادتري را بر عهده بگيرد، بطوري كه توانش بشدت تحليل رفته و احساس فشار عصبي دائمي دارد.
اين موضوعات در طول زمان بر روي روابط خانواده‌گي وي تاثير منفي گذارده و در زندگي هيچ چيزي خوشحالش نمي‌كند و علاقه‌اش را به همه چيز از دست داده‌است. حس آدمي را پيدا كرده كه تحت كنترل ديگران قرار دارد. همچنين به ياد دارد كه در دوران دبيرستان نيز همين حالات را داشته است.
در اين مثال مي‌شود ديد كه موضوعي را كه مراجعه‌كننده با خود آورده‌است چندين چيز را در بر مي‌گيرد و نه تنها موضوع چندين‌جانبه است بلكه هدف مراجعه‌كننده نيز هنوز معلوم نيست. آيا موضوع «فشار كاري» است و براي مثال لازم است كه در اولين قدم با رفتن به يك مرخصي قدري از شرايط كنوني فاصله بگيرد و بعد از آن بايد با سنجيدن موقعيت وي در روابط كاري براي بوجود آوردن تغييرات لازم در سيستم رفتار شغلي و رابطه‌اي وي از فشار كار وي كاسته شود تا بتواند با آرامش لازم حركت كند، آيا لازم است براي بهبود رابطه خانوادگي وي اقدام كرد تا از فشارهاي وي در اين زمينه كاسته شود، يعني كارهايي كه مي‌شود به كمك مشاوره به آنها رسيد؟
يا اينكه موضوع اصلي وجود يك نوع گرايش و يا اختلال افسردگي است كه سايه خود را در روبرويي وي با پيش‌آمدهاي زندگي و كارش گسترده‌است و در اين حال نه تغيير در روابط كاري و خانوادگي بلكه تغيير افسردگي بايد مد نظر قرار بگيرد و فرد بايد در يك دوره روان‌درماني قرار بگيرد.

مشاور كيست ؟
در تعريف مشاور مي توان گفت كه : وي فردي متخصص و آگاه به اصول مشاوره اي است كه با همكاري مراجع در جهت تسهيل تصميم به فرد كمك مي كند . بايد توجه داشت مشاور تسهيل كننده است ؛ نه تصميم گيرنده . مشاور فرد متخصصي است كه با علاقه به دل مشغولي‌هاي شما گوش داده و به شما كمك مي‌كند تا درك بهتري از آنها داشته باشيد و بتوانيد با راحتي و كارآمدي بيشتري با مشكلاتتان مواجه شويد.

توانايي هاي مشاور :
۱- توانايي تجزيه و تحليل و شناخت مسائل و مشكلات و استنتاج مطالب .
۲- برخورداري از فكر خلاق و نوآور .
۳- توانايي براي تجربه كردن يا احساس نمودن همه هيجانات آدمي نظير غم، اميد ، احساس خوشبختي ، صميميت .
۴- توانايي سخن گفتن در جمع و ايراد سخنراني در حضور ديگران .
۵- توانايي تصميم گيري در مواقع بحران .
۶- توانايي تحمل انتقاد ، تحقير، خشم و بي اعتنايي مددجو .
۷- توانايي ايجاد ارتباط مناسب با ديگران و بيان منظور و مطالب خود به طريف مقابل.

حداقل شرايط تحصيلي مشاور
دارابودن حداقل دانشنامه كارشناسي، كارشناسي ارشد يا دكتري در يكي از رشته هاي روانشناسي باليني ،روانشناسي مشاوره يا دارا بودن دانشنامه كارشناسي ارشد در رشته علوم تربيتي و حداقل سه سال تجربه مفيد در زمينه مشاوره و روان درماني .

مشاوره چيست ؟
مشاوره يك فرايند رشدي است كه از طريق آن به اشخاص كمك مي‌شود: اهداف خود را مشخص كنند. تصميم‌گيري مناسب داشته باشند و مسائل فردي اجتماعي و تحصيلي خود را حل كنند.
مشاوره و روان درماني فرايندي است كه با همكاري و تعاون حداقل دو نفر انجام مي گيرد .حداقل شرط مشاوره و روان درماني آن است كه شخص مشاور و روان درمانگر مايل به دعوت از مددجو و علاقه مند به تبادل و تعامل بين فردي باشد كه بايد با او به بحث و گفتگو بپردازد تا با كمك يكديگر نكاتي را استنتاج كنند ،خطرپذيري كنند ، به ارزيابي و حل مشكلات بپردازند و بالاخره همه هيجانهاي طبيعي آدمي ،از غم و غصه شديد گرفته تا وجد و شادي را تجربه كنند .
براي مددجو اين نكته اهميت دارد كه مشاور يا درمانگري كه با او كار مي كند ، شخصي باكفايت و با صلاحيت (اما نه كامل)،بالغ، باثبات، با پشتكار و فردي كه هميشه در حال يادگيري و رشد مي باشد ، تلقي كند . دانستن اين نكته براي مددجو اهميت دارد كه مشاور يا روان درمانگر نيز مي تواند مرتكب خطا شود و مانند خود او كيفيات رواني نظير دوسوگرايي، شكست، موفقيت و تغيير را تجربه كند. تا وقتي كه مشاور توانايي لازم براي ارزيابي خويشتن و تعيين ميزان رشد فردي و حرفه اي خود و نيز انتخاب راه حل هاي مناسب براي مشكلاتش را به شيوه اي نظام دار نداشته باشد، نمي تواند به شيوه اي مناسب به درمانگري بپردازد .

تعاريف گوناگون مشاوره :
۱- معناي لغوي مشاوره ، همكاري كردن و رأي و نظر تخصصي ديگران را براي انجام دادن كاري خواستن است ( شفيع آبادي – ۱۳۷۲)
۲- مشاوره اصطلاحي كلي است كه براي فرآيندهاي مختلف نظير مصاحبه كردن ، اجري آزمونها ، راهنمايي و … به منظور كمك به افراد و ياري دادن به آنان ، براي حل مشكلاتشان و برنامه ريزي براي آينده خود به كار مي رود . ( وبر ۱۹۸۵ – به نقل از ساعتچي ، ۱۳۷۷)
۳- به نظر پاترسون ، مشاوره جريان ياورانه اي است كه در آن برقراري رابطه ي صميمي بين مراجع و مشاور ضرورت دارد . مراجع ، مشكل رواني و عاطفي دارد كه از طريق حضور و تعامل در جلسه اي مشاوره، راه حل براي مشكلش مي يابد و مشاور در حل مشكلات رواني مهارت دارد در اين ديدگاه ، برقراري رابطه اي مشاوره اي درمان بخش است و تنها دادن اطلاعات و پند و اندرزبه مراجع،مشاوره محسوب نمي شود ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).
۴- مشاوره يكي از فنون راهنمايي است كه آن را قلب برنامه ي راهنمايي مي دانند . سازماندهي و بقاي يك برنامه ي راهنمايي ، بدون اثرات ارزنده ي خدمات مشاوره اي نمي تواند چندان موثر باشد . ( نوابي نژاد –۱۳۷۳)
۵- مشاوره به مجموعه ي فعاليتهايي اطلاق مي شود كه در آن فرديرا در غلبه بر مشكلاتش ياري مي كنند . ساده ترين تعريف براي مشاوره چنين بيان شده است . مشاوره ، يك پويش يادگيري است كه در آن فرد مي آموزد كه خويشتن را بشناسد و روابط خود را با ديگران درك نمايد . ( شريفي و حسيني – ۱۳۷۰ )
۶- به عقيده اي آرباكل ، مشاوره رابطه اي تخصصي بين مرجع و مشاور است كه مراجع با كمك مشاور به بررسي و تجزيه و تحليل مشكلش مي پردازد و پس از آگاه شدن از ابعاد وجودي اش و شناختن عوامل مزاحم به تغيير آنها موفق مي شود . ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳)
۷- مشاوره رابطه اي است بين دو فرد كه در آن يكي مي كوشد تا ديگري را درك و در حل مسائل سازگاري و انطباقي كمك كند. زمينه ي مشاوره ي انطباقي ، بيشتر شامل مشاوره ي تحصيلي ، مشاوره ي حرفه اي و اجتماعي و نظاير آنهاست ، بر اساس اين تعريف ، مشاوره رابطه اي متقابل است كه در آن مشاور و مراجع هر دو درگير هستند . ( صافي -۱۳۸۱).

۸- دينك ماير به پيروي از روانشناسي فردي آدلر معتقد است مشاوره رابطه اي حسنه بين مراجع و مشاور است كه در آن مراجع به بررسي هدفهاي زندگي اش مي پردازد و شناخت توانها و محدوديتهايش موفق مي وشد و با كمك مشاوره ، نحوي برقراري رابطه ي سالم و سازنده با اطرافيان و ارضاي منطقي نيازهايش را ياد مي گيرد( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۹- مشاوره عبارت است از رابطه ي روياروي و مستقيم بين مشاور و مراجع كه هدف آن كمك مراجع در سازگاري موثر با خود و محيط خويش است( نوابي نژاد – ۱۳۷۳).

۱۰-پنكي ، كه روش طبي را براي مشاوره ارائه مي دهد معتقد است ابتدا بايد مشكل مراجع با دقت تمام تشخيص داده و سپس به درمان آن مبادرت شود . به نظر او مشاوره ، فعاليتهاي تخصصي است كه به درمان مشكلات عاطفي نسبتاً سطحي ، كه علل جسماني ندارند مي انجامد.(شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۱۱-مشاوره نوعي روان درماني از گونه ي حمايتي يا باز پروري است كه براي كمك به حل مشكلات شغلي ، مدرسه اي ، زناشويي افراد و نيز براي حل مشكلات ديگري كه در رديف بيماريهاي رواني قرار نمي گيرند به كار مي رود ( كميل ، ۱۹۸۱ : به نقل از ساعتچي ۱۳۷۷).

۱۲-به نظر پالمر ، در دهه ي۱۹۷۰ مشاوره همانند فعاليتي جديد در انگلستان به اوج شكوفايي خود رسيد . مشاوره همچون يك روش ردماني ، فعاليت تخصصي آگاهانه و قانونمندي است كه در آن فرد آموزش ديده اي به نام مشاور با تاكيد بر نقش حمايتي و اجتناب از قضاوت درباره ي مراجع ، به حل مشكل او مي پردازد .
مشاوره بر برقراري ارتباط ، گوش دادن فعال و بهره گيري از مهارتهاي مختلف مشاوره اي استوار است ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۱۳- بنا به بررسيهاي گاستاد ، در تعريف هايي كه از مشاوره به عمل آمده است سه خصيصه ي مشترك در آنها وجود دارد : شركت كنندگان ، كه معمولاً دو نفرند : يكي مشاور و ديگري مراجع ؛ هدف ، كه معمولاً متوجه كمك به سازگاري ، كارآمدي و سعادت فرد است و ياد گيري كه در پويش مشاوره اي مورد تاكيد مي باشد. ( شريفي و حسيني – ۱۳۷۰ ).

۱۴- به نظر اِستفلر و گرانت ، مشاوره رابطه ي تخصصي و ياورانه ي فردي يا گروهي است كه مراجع با كمك مشاور ، از طريق خود شناسي مي تواند تصميم مناسب و معقولي اتخاذ كند و هماهنگ با استعدادها و رغبتهايش به زندگي سالمي ادامه دهد(شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۱۵- مشاوره رابطه اي است تخصصي بين دو فرد كه يكي مشاور تحصيل كرده و باصلاحيت و ديگري مراجع است ، اين رابطه معمولاً انفرداي است ، يعني رابطه ي روياروي است گر چه ممكن است در آن بيش از دو نفر درگير باشند (صافي – ۱۳۸۱).

۱۶- به نظر هكني و ناي ، مشاوره جرياني ياورانه و يكتاست كه در آن مراجع مشكل دار با مشاور متخصص در ارتباط نزديك قرار مي گيرد و مراجع پس از طرح مكل با كمك مشاور راه حلي براي آن جستجو مي كند( شفيع آبادي – ۱۳۸۳). migna.ir
۱۷- در مجموعه ي خدمات راهنمايي ، مشاوره كه يك فرآيند كمكي در كمك به حل مشكلات دانش آموزان است يك اصل و ضرورت به شمار مي رود ؛ اما تا زماني كه براي خدمات مشاوره اي ، زمينه سازيها و آمادگيهاي مناسب و مساعد انجام نشده باشد ، به نتايج موفقيت آميز اين برنامه نمي توان اميدوار بود. ( نوابي نژاد ۱۳۷۳).
۱۸- به عقيده ي في ور و همكارانش ، مشاوره فرآيند تعاملي ياورانه بين مراجع و مشاور است كه باعث افزايش كيفي عملكرد مراجع است.
۱۹- مشاوره از طريق ارتقاي مهارتها و فعال سازي نيروهاي بالقوه و بهره گيري از امكانات محيطي به بهبود شيوه هاي مقابله اي مراجع با مكشكلات مي انجامد ، جريان مشاوره با ايجاد اعتماد ، شناخت مشكل ، تنظيم هدفي ، اقدام و فعاليت ، ايجاد تغيير و پايان بخشيدن به جلسه همراه است ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۲۰- مشاوره نوعي بستگي و رابطه بين دو فرد است كه يكي قصد دارد ديگري را در حل مشكلات خود در زمينه ي خودشناسي ، شغلي و آموزش كمك كند و اين نوع كمك نيز معمولاً از طريق مصاحبه هاي شخصي و بعد از گرد آوري اطلاعات و حقايق مربوط به آن شخص و مطالعه و بازنگري اطلاعات به دست آمده انجام مي وشد( شعاري نژاد – ۱۳۶۴).

۲۱-به نظر كروچ ، مشاورهكه به دنياي ذهني مراجع و مشاور مربوط مي شود و بر همدلي و خودآگاهي استوار است مشاور در جريان مشاوره مراجع را به دنياي درونش فرا مي خواند و آگاهي از افكار ، علايق ، احساسات و محدوديتهاي او براي مشاوره ضرورت دارد( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۲۲- مشاوره جرياني است از كنشهاي متقابل ، جرياني كه با حضور مشاور و مراجع صورت مي گيرد . هدف آن كمك به مراجع است تا بتواند با واقعيت رابطه ي سفيدتري داشته باشد( صافي – ۱۳۸۱).

۲۳- مشاوره اصطلاحي است كه فعاليتهاي نظير مصاحبه كردن ، آگاهاندن و رايزني كردن را شامل مي شود و هدف اصلي آن كمك به مراجع يا درمان جوست تا با حل مشكلاتش بتواند براي آينده برنامه ريزي كند و به سازگاري مطلوب خود- رهبري و خوشبختي برسد ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۲۴- گاستاد براي مشاوره ، تعريفي جامع بدين صورت ارائه مي دهد : مشاوره يك پويش يادگيري است كه از طريق رابطه اي بين دو نفر انجام مي گيرد . در اين رابطه ، مشاور با داشتن مهارتها و صلاحيتهاي علمي و حرفه اي مي كوشد مراجع را با روشهايي منطبق بر نيازمنديهايش ياري كند . تا هر چه بيشتر درباره ي خود بياموزد و بينشي را كه به اين طريق درباره ي خويشتن كسب مي كند در رابطه اش با هدفهاي معين ، واقع بينانه ، ادراك شده به طور مؤثري مورد استفاده قرار دهد و در نتيجه فردي سعادتمند و عضوي سازنده باي جامعه بار آيد( شريفي و حسيني – ۱۳۷۰ ).

۲۵- مشاوره ، ارتباطي است انساني و معنوي و يك نوع رابطه ي آزاد كه بر اساس تمايل مراجع به انجام مشاوره صورت مي پذيرد . بنابراين تصميم گيري نهايي در جريان مشاوره در تمام مواد بر عهده ي مراجع است(صافي – ۱۳۸۱).

– مشاوره فعاليتهاي تخصصي ، ياورانه ، حضوري ، هدفدار و عاطفي بين مراجع ، يعني فرد داراي مشكل و مشاوره يعني كسي كه در برقراري رابطه ي حسنه و حل مشكلات كنشي تخصصي دارد كه در آن مراجع در يك جو سرشار از تفاهم و همدلي ، آزادانه و صادقانه به طرح مشكلش با مشاور مي پردازد و پس از تجزيه و تحليل و خود شناسي بهتر و عميق تر با كمك او تصميم مناسبي مي گيرد و در نهايت به حل مشكل كنشي توفيق مي يابد ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۲۷- سي گيلبرت رِن ، مشاوره را چنين تعريف مي كند . مشاوره رابطه اي است پويا و با هدف كه بر اساس مشاركت مشاور و مراجع بر نيازمنديهاي مراجع انجام مي گيرد . در اين رابطه ، توجه به خود شناسي و خود تصميم گيري از طرف مراجع مورد تاكيد است( شريفي و حسيني – ۱۳۷۰).

۲۸- به عقيده ي هاوارد ، هدف اصلي مشاوره فراهم آوردن موقعيتي مناسب براي مراجع است تا بتواند راحت تر و رضايت بخش تر به زندگي اش ارايه دهد . مشاوره با تسهيل فرايند رشد ، شناسايي و حل مشكلات ، آموزشي شيوه هاي تصميم گيري درست و نحوه ي مواجهه با بحرانهاي زندگي همراه است و به گشترش بينش حل تعارضهاي دروني و رشد روابط سازنده با ديگران مي انجامد ( شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

۲۹- مشاوره يك خدمت ياري دهنده است و هدف آن كمك به رفع مشكلات مراجع ، ايجاد سازگاري مطلوب ، پرورش خود رهبري و تضمين سعادت و خوشبختي وي مي باشد . روشيهايي كه در عرضه ي كمك به مراجع به كار گرفته مي شود بايد با خصايص و نيازمنديهاي مراجع ، منطبق باشد ( شريفي و حسيني –۱۳۷۰).

۳۰- هدف از مشاوره كمك به مراجع است تامقصودخود را از زندگي دريابد و آن را تصريح كند و به انتخابهاي آگاهانه و عاقلانه اي دست زند كه متناسب با طبيعت و تواناييهاي اوست .سپس در زمينه هايي كه در حد امكان و استطاعت اوست به كار و عمل بپردازد( صافي – ۱۳۸۱).

۳۱- در مشاوره ،اول آنكه : برقراري محيطي سرشار از امنيت و تعامل پويا بين مراجع و مشاورضروري است ؛ دوم آنكه : مشاور نقش كمك دهنده و نه تحميل كننده دارد ؛ سوم آنكه : رابطه ي مراجع و مشاور بايد حضوري باشد ، زيرا مشاهده ي وضع ظاهري و حركات مراجع در شناخت و تشخيص مشكلات او نقش مهمي دارد و چيزي به نام مشاوره ي تلفني ، از نظر علمي وجود ندارد و آنچه در جامعه ي ما به غلط به مشاوره ي تلفني معروف شده است راهنمايي تلفني است .
چهارم آنكه : هدف مشاوره خودشناسي بيشتر و يادگيري فرآيند تصميم گيري مناسب و نيز قبول مسئوليت مراجع است .
پنچم آنكه : مراجع از طريق مشاوره شيوه هاي انتخاب و طرح ريزي و ادامه ي يك زندگي معقول و موفق را مي آموزد و در آينده خودش مي تواند مشكلاتش را حل كند و براي هر مشكلي به مشاور مراجعه نكند .
ششم آنكه : مراجع به نوعي با مشكل عاطفي يا با وجود مانعي در رشد مواجه است و قصد دارد با كمك مشاوره مشكلش را حل كند و يا مانع را از سد راه بر دارد. شفيع آبادي – ۱۳۸۳).

فرآيند مشاوره :
يك فرآيند يادگيري است كه بدان طريق فرد با استفاده از روشهايي مناسب توانايي گفتگو با خودش را كسب مي كند و مي تواند بدان وسيله اعمالش را كنترل كند .
همچنين تجربه اي است كه بدان وسيله فرد مي تواند بين خود پديده اي و رابطه اش با واقعيات خارجي و جه تمايز بيشتري قائل شود. اگر چنين تمايز سازي به درستي انجام پذيرد نياز فرد به ابقاء و تعالي خود او تامين خواهد شد (راجرز)
در واقع فرآيند مشاوره در معني وسيع رها كردن استعدادهايي است كه از قبل در فردي كه بالقوه مستعد و تواناست وجود دارد و بايد شرايطي فراهم شود تا اين انرژي و استعداد آزاد شود.
البته مشاورين از نظريه هاي متعددي بهره مي جويند كه هر يك از نظريه پردازان از شيوه مختلف روان درماني جهت بهبود و ضعيت مراجعين استفاده مي نمودند .
عملكرد مشاوره ، روان درمانگران ، روانشناسان همه به هر روشي باشد يك رابطه حسنه ياري دهنده است رابطه حسنه هسته اساسي كار است و ياري رساندن هدف نهايي فرآيند مشاوره مي باشد .

اصول و قواعد مشاوره
“اصول” براي سازماندهي برنامه ها، برانگيختن و هدايت فعاليت‌ها، يك چارچوب فلسفي به وجود مي‌آورد. اصول، رهنمودهايي است كه از روش‌ها، نتايج پژوهش‌ها، و تجارب حرفه سرچشمه مي‌گيرد و تجلّي نظرات اكثريت كارشناسان حرفه است. اثربخشي عملكرد حرفه اي با رعايت اصول وقواعد مربوط بسيار هم‌بسته است .
موارد زير تحت عناوين اصول وقواعد در منابع مختلف ذكر شده اند :
۱) مشاوره مستلزم برقراري رابطه موثر با مراجعان است .
كارل راجرز (Carl Rogers) سه ويژگي اساسي را براي اثربخشي مشاوره تعريف كرده است : هم احساسي (Empathy)، صداقت (خلوص نيت)، و احترام مثبت غيرشرطي. هم‌احساسي به معناي توانايي درك احساسات و تجربه هاي مراجعان، همانگونه كه خودآن‌ها احساس مي‌كنند، مي‌باشد. به عبارتي فرد خود را جاي ديگري قرار دهد و مسايل را از زاويه چشم او بنگرد .
قابل توجه است كه مشاور، نسبت به احساسات و نگراني‌هاي مُراجع ابراز درك، پذيرش و هم‌حسي مي‌كند، نه هم دردي. صداقت و خلوص نيّت نيز از ضرورت‌هاي كار مشاوره و اعتماد و اطمينان مُراجع بدان وابسته است. مشاور، بايد نسبت به نگراني‌ها و آنچه كه مُراجع تجربه كرده حساس باشد، آن‌ها را به رسميت بشناسد و درك نمايد. مطرح كردن تجارب شخصي خود يا به نحو مناسب از ديگران ممكن است به مُراجع، كمك كند تا دريابد كه مشكل او منحصر به خودش نيست، بلكه ديگران نيز مشكلات مشابهي داشته اند و با تدبير توانسته اند بر آن‌ها فائق آيند .
احترام مثبت غير شرطي به معني احترام و توجه كامل به ارزش و حريم فرد، بدون در نظر گرفتن فاصله اجتماعي اقتصادي و اينكه شما او را دوست داريد يا خير، با ديدگاه و رفتارش موافق باشيد يا نباشيد. اين زمينه اي غيرتهديدآميز را فراهم مي‌كند كه در آن مُراجع، خود و موقعيتش را كاوش نمايد. اين حالت براي آشكار ساختن مسائلي كه به باور مراجعان مورد قبول وتاييد ديگران نيست، لازم است.migna.ir

۲) برنامه مشاوره بايد مبتني بر و متناسب با نياز‌ها و ويژگي‌هاي منحصر به فرد مراجع و محيطي باشد كه مترصد خدمت به آنها است .
مشاوران بايد به نياز‌هاي رواني ـ اجتماعي، مالي، و معنوي مُراجع، توجه كند. از طرف ديگر، بين مسايل مرتبط با سلامتي و محيط رواني اجتماعي (شامل روابط و پيوند‌هاي خانوادگي و اجتماعي) تاثير و تاثر متقابل وجود دارد; از اين رو بسيار مهم است كه نسبت به محيط رواني اجتماعي مراجع و نيز محيطي كه مشاوره در آن انجام مي‌شود، هشيار باشيم. و خانواده، مهمترين نظام اجتماعي مراجعان است .

۳) مشاركت فعال مراجع و خانواده در تمام مراحل مشاوره لازم است
چنانكه گفتيم مشاوره، انجام چيزي براي يا به جاي مُراجع نيست، بلكه فرايند مشاوره، ارائه كمك و حمايت از مراجعان است تا ابعاد و پيامدهاي مسايل خود را واقع‌بينانه درك كنند، راه حل‌هايي را بيابند و آنگاه براي انجام راه حلي كه برمي‌گزينند آگاهانه تصميم بگيرند. از اين رو روشن است كه مشاوره بر مشاركت مبتني است و مراجعان را بايد براي قبول مسئوليت، ترغيب كرد.

۴) برنامه ريزي و تهيه طرح يا نفشه اي مشتمل بر اهداف و مقاصد ويژه و دست يافتني براي كل مشاوره و هر كدام از جلسات مفيد، بلكه ضروري است.
اين كار احتمال توافق مشاور و مراجع را در باره آنچه كه قرار است انجام شود و همچنين امكان ارزيابي پيشرفت مشاوره را افزايش مي‌دهد. داشتن طرح براي هر جلسه به معني تصورات و سوگيري‌هاي از قبل تعيين شده و غير قابل انعطاف يا تعيين راه حل نيست; بلكه به هدايت جريان و اثربخشي مشاوره كمك مي‌كند (۲، ۴).

۵) برخورداري از دانش و مهارت كافي در استفاده مناسب از نظريه هاي روان شناختي و مشاوره، به بهبود فرايند مشاوره و جلوگيري از سردرگمي در جلسات كمك مي‌كند.
۶) مشاوره در محيط‌هاي ارائه خدمات سلامتي به تشريك مساعي ساير ارائه دهندگان مراقبت بهداشتي نياز دارد
فرصت‌هاي متنوعي براي ارتقاي مشاركت و همكاري در محيط‌هاي ارائه خدمات سلامتي وجود دارد; موارد زير از آنجمله اند : بحث‌هاي موردي; شركت در جلسات آموزشي، بحث و گزارش همكاران; درخواست نظارت از همكاران; مشورت خواستن; ارائه اطلاعات هنگامي كه مناسب باشد ; انعطاف پذيري و . . . (۴).

 

۷) مشاور بايد همواره در ارتباط با مراجعان و وضعيت آن‌ها واقع بين باشد و از هرگونه پيش فرض و پيش داوري در باره دانش، نگراني‌ها، علايق و ديدگاه هاي مُراجع خودداري كند (۵).
۸) از زبان بايد دقيق و مناسب استفاده شود
اين بدان خاطر است كه هر آن چه در طي جلسه مشاوره و تعامل با مُراجع گفته مي‌شود (و البته به صورت غيركلامي نيز بروز مي‌يابد) متضمن پيام است و ممكن است ادراك و پاسخ‌ها را تغيير دهد (۴، ۹).

۹) فرايند مشاوره بايد در نهايت به پذيرش مسئوليت و تصميم گيري آگاهانه توسط خود مراجعه منجر شود
بدين منظور بايد به ارتقاي شناخت و درك، بهبود نگرش، و يادگيري مهارت‌هاي حل مسئله او كمك كرد. با اين تلاش‌ها، يكي از نتايج مشاوره براي مُراجع تقويت اعتماد به نفس و مستقل شدن از رابطه مشاوره است (۴، ۵).

۱۰) رازداري و حفظ محرميّت
در جريان مشاوره اطلاعات زيادي در باره مشكلات و مسايل خصوصي و احتمالا پريشان كننده مراجعان براي مشاوران بيان مي‌شود. اين اطلاعات بايد در مقابل ديگران و حتي بستگان مراجع به عنوان راز حفظ شود. در غير اين صورت به اعتماد مراجع به مشاور خدشه وارد مي‌شود (۳).

۱۱) اطلاعاتي كه ارائه مي‌شود بايد صحيح، روشن، دقيق و مناسب باشند (۹).

 

امتیاز:
بازدید: 16
برچسب:
:
[ 1396/8/1  ] [ ۱۵ ] [ families-counseling1 ] [ ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 481
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب